تبليغاتX
مطالعات ادیان
مطالعات ادیان

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 22:51  توسط اکبر_ق  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

اِنَّ لِلقَتلِ الحُسین (ع) حَرارةً فی قلوبِ المومنین لا تَبرُدُ اَحَداً

همانا برای شهادت امام حسین (ع) حرارت و گرمایی در قلوب مومنان وجود دارد که هیچگاه سرد و خاموش نمی شود.

 

آنچه در شهادت سیّد و سالار شهیدان و یاران با وفای ایشان بعد از گذشت هزار و سیصد و اندی سال به چشم می خورد عبارت است از  انجام و بزرگداشت مراسمِ  انسانی الهی که بواسطه آزادگی و نجات  انسانها از دام و بردگی دیگر انسانها از هستی و تمام وجود خود و خانواده خویش مایه گذاشت تا نسلهای بعد در محیطی پاک و دور از انواع تباهی ها و مفاسد اجتماعی زندگی کنند هرچند در ظاهر لشگر کفر بر این گروه کوچک فائق آمدند ولی این صراحت قران کریم است که فرمود ملاک کمی و تعداد اندک این گروهها نیست بلکه هدف مهمتر از تعداد است « کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة باذن الله» چه بسا گروه اندکی که خداوند آنها را بر گروههای زیادی برتری داد.

عاشورا و کربلا برگ برنده ای شد که تا ابد نابکاران جهان و تمامی ظالمین آسوده خاطر و با  فراغ بال بر اریکه قدرت تکیه نزنند و خورشیدی است که بشریت را با انوار تابان و درخشان خود روشن می کند.

از آغاز این نهضت الهی تاکنون هزاران درس از این مکتب گرفته شده است ما نیز به حکم:

آب دریا را اگر نتوان کشید       هم به قدر تشنگی باید چشید

قطره ای از بیکران اقیانوس آن امام همام را به کام جان نوش می کنیم

 1- حرکت و قیام به جای نشستن و درجا زدن:

نمی توان انتظار داشت انسان راکد وجامد در یک اجتماع زندگی کند و تمام شرایط مطابق میلش رقم بخورد. همانگونه قران می فرماید:« ان الله لا یغیّیر ما بقوم حتی یغییّروا ما بانفسهم» خداوند سرنوشت هیچ قوم و ملتی را تغییر نخواهد داد مگر اینکه خودشان بخواهند.یکی از درسهای بزرگ عاشورا این است که امام حسین اوضاع نابسامان فرهنگ زمانه و اجتماع خویش را دید و با این تفکر یعنی اصلاح جامعه با توجه به مقتضیات زمان دست به چنین حرکتی زد البته حرکت برای اصلاح هم هزینه بر است و هم زمان گیر یعنی برای تغییر گاهی باید از مال و پول و گاهی از هستی و زندگی دست شست. و در  چنین حرکتهای فرهنگی نباید چشم امید به امروز و فردا داشت ممکن است یک حرکت فرهنگی بعد از سالها به نتیجه برسد. همانگونه که حرکت حسین ابن علی(ع) بعداز شهادت وی تاکنون به ثمر رسیده است.

 

2- دومین هدف بلند آن حضرت بنا بر جملات زیاد از منقولات آن حضرت اصلاح امت و امر به معروف و نهی از منکر دانست.

انی لم اخرج اشرا ولابطرا بل خرجت لطلب الاصلاح فی امة جدی و …..

من به خاطر فساد و تباهی خارج نشدم بلکه برای اصلاح در امت جدم و امر به معروف و نهی از منکر خارج شدم.

یکی از اهداف بزرگ این قیام یک امر فرهنگی عظیم به نام  « اصلاح» و « امر به معروف و نهی از منکر»می باشد .

جالب این است که امام حسین (ع) جهت و سمت و سوی این حرکت را یک الگوی فرهنگی قرار داد تا به دیگران و آینگان ثابت کند بدون یک تحول آنهم از نوع فرهنگی  نمی توان جامعه بشری را روشن کرد هزاران نفر حرکتهای خودجوش و بدون توجه به ساختار های فرهنگی می کنند ولی به نتیجه دلخواه نمی رسند .

ابتدا باید جامعه را روشن نمودو در صدد اگاهی آنان برآمد تا به سر منزل مقصود رسید.آنچه در نهضت حسینی به چشم می خورد این است که آن امام بزرگوار تنها به تبلیغات صرف بسنده نکرد بلکه سرتاسر این قیام از حرکت به سوی مکه تا شهادت از الکوهای کاملا پیشرفته فرهنگی بر خوردار بود.

تبلیغات بدون پشتوانه فرهنگی مانند طبل توخالی است.آنچه سالهاست متاسفانه مغفول و مظلوم واقع گردیده است این است که توجه ظاهری و تبلیغاتی به این حرکت بسیار زیاد شده است  از نوع مداحی ها و سخنرانیها و از جمله توجه های بسیار صرفا به نوع و ابزار و وسایلی که در واقع این مسائل در ردیف دوم جریان می باشد اعم از(وسایل و ادوات عزاداری  تا نوع شام و نهاری که در این مراسم داده می شود و انواع و اقسام سیستمهای صوتی و …)

در حالیکه اگر آماری در کشور گرفته شود حاکی  از اختصاص مبالغ هنگفتی در زمینه های تبلیغاتی هیاتهای مذهبی می باشد که سهم مسائل فرهنگی در این میان که فوق العاده حیاتی می باشد فوق العاده ناچیز است .

مگر آیات قران به صراحت نمی فرمایدک هر کس یک نفر را زنده کند  مانند این است که گویا تمامی بشریت را زنده کرده است « من احیاها کانما احیا الناس جمیعا» مصذاق زنده کردن را می توان رشد فرهنگی  وبالا بردن سطح فرهنگی یک ملت دانست.پس شایسته و بایسته است که دست در دست یکدیگر در جهت رشد و اعتلای فرهنگ و معرفت حسینی گام برداریم تا خدای ناکرده مصداق این جمله گهربار مولایمان واقع نشویم که فرمود: مردم بنده های دنیا هستند و دین شعار زبان آنهاست. تا زندگی آنان تامین است دین داری می کنند اما وقتی به بلا آزمایش می شوند دین داران کم می گردند.( الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه ما درّت معایشهم فاذا مُحِصّوا بالبلاء قلَّ الدیّانون).

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 17:52  توسط اکبر_ق  | 

 


بارد چه؟

 

 

بارد چه ؟ خون. كه ؟ ديده . چسان؟ روز شب. چرا؟ از غم
كدام غم ؟ غم سلطان اوليا.
نامش كه بُد ؟ حسين. زنژاد كه ؟ از علي؟
مامش كه بود ؟ فاطمه. جدّش كه ؟ مصطفي.
چون شد ؟ شهيد شد. به كجا ؟ دشت ماريه.
كي ؟ عاشر محرم. پنهان ؟ نه , برملا.
شب كشته شد؟ نه,روز. چه هنگام؟ وقت ظهر.
شدازگلو بريده سرش ؟ ني,ني, از قفا.
سيراب كشته شد ؟ نه. كَس آبش نداد؟داد.
كه ؟ شمر. ازچه چشمه؟ زسرچشمه فنا.
مظلوم شدشهيد؟ بلي. جرم داشت؟ نه.
كارش چه بُد؟ هدايت . يارش كه بُد؟ خدا.
اين ظلم راكه كرد؟ يزيد. اين يزيد كيست؟
ز اولاد هند. ازچه كس؟ ازنطفه زنا.
خودكرد اين عمل؟ نه. فرستادنامه اي.
نزدكه؟ نزد زاده مرجانه دغا.
ابن زياد زاده مرجانه بُد؟ نعم.
ازگفته يزيد تخلف نكرد؟لا.
اين نابكار كشت حسين را به دست خويش؟
نه او روانه كرد سپه سوي كربلا.
ميرسپه كه بُد؟ عمرسعد.او بريد
حلق عزيز فاطمه؟ نه,شمربي حيا.
خنجربريد,خنجر اورا نكردشرم؟
كرد . ازچه پس بريد؟ بپذيرفت از او قضا.
كس كشته شد هم از پسرانش؟ بلي دو تن.
ديگر كه؟ نُه برادر ديگر كه اقربا.
ديگر پسرنداشت؟ چرا داشت. آن كه بود؟
سجادچون بد او به غم و رنج مبتلا.
ماند او به كربلاي پدر؟ ني به شام رفت.
با عزّ و احتشام؟ نه با ذلت وعنا.
تنها ؟ نه با زنان حرم. نامشان چه بود؟
زينب, سكينه,فاطمه كلثوم بينوا.
برتن لباس داشت؟ بلي گرد رهگذار.
برسر عمامه داشت؟ بلي چوب اشقيا.
بيمار بُد؟ بلي. چه دوا داشت ؟ اشك چشم.
بعد از دوا غذاش چه بُد؟ خون دل غذا.
كَس بود همرهش؟ بلي اطفال بي پدر.
ديگركه بود؟ تب كه نمي گشت ازو جدا.
از زينب و زنان چه بجا مانده بُد؟ دو چيز.
طوق ستم به گردن و خلخال غم به پا.
گبر اين ستم كند؟ نه. بت پرست؟ نه. فرياد از اين جفا !
قاآني است قايل اين شعرها؟ بلي.
خواهدچه؟رحمت. از كه ؟ زحق. كي ؟ صف جزا.

 

کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

نوشته: اکبر قاسمی کارشناس الهیات  ومعارف اسلامی

 

عاشورااز دیدگاه ثبوتی یا اثباتی؟

آنچه در این روزها و شبها همه اقشار جامعه به آن میپردازند و قسمتی از عقیده یک ملت را تشکیل    می دهد بحث شهادت سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع)می باشد.ولی اکثر این مباحث و جلسات و    اقدامات

دریک قالب و حیطه و چهارچوب مشخص است وآن عبارت است ازمراسم عزاداری و ذکر مصیبت و سخنرانی های پیرامون شهادت و گریه و مویه برآن حضرت.

آنچه در زیر می آید تلاشی است معرفت اندیش درباره آسیب شناسی و معرفت و شناخت صحیح راجع به امام حسین (ع) از زاویه دیگرو به موضوع عاشورا پرداختن, خارج از قالبهای متعارف.

دیدگاه«اثبات وثبوت» دو دیدگاه است که از نگرش کلامی انسان درباره این موضوع ناشی می گرددو موضوع این نگرش وجود معصوم یا امام است.

 

امام معصوم و مقام ثبوت:

 

ما از یک طرف با موجوداتی روبرو هستیم که واسطه وحی اندیا مبیین وحی اند و میبایست کلام الهی رابه خوبی دریافت و بدون کاستی به مردم عرضه کنندو عده ای نیز در مقام تفسیر و تبیین و شرح کلام الهی تداوم بخش کلام وحی اند و آنها را کسانی می دانیم که تالی تلو کلام خداوند اند واز چنان قداستی برخوردارندکه انسان به ساحت قدسشان راه نمی یابد و رسیدن به مقام علوی آنان کار هر انسانی در حیطه انسانهای زمینی نمی باشد.

 

امام و مقام اثبات:

 

از طرفی با شخصیتهایی روبرو هستیم که می بایست اسوه و مقتدا و پیشوای عملی ما قرار گیرند و تمامی گفتار و کردار آنها برای ما انسانها با تمامی محدودیتها و موانع و خصوصیتهای ذاتی ممکن باشد.نمی توان موجودی را اسوه و الگو قرار داد که بنا به دیدگاه ثبوت افق وجودی او به حدی با انسانهای معمولی فاصله داردکه حتی تصور کامل آن نیز برای ما غیر مقدور است.

عدم هماهنگی در شرایط و خصوصیات بالاخص خصوصیات ذاتی, عملاً یک موجود رااز دایره تقلید و الگوگیری خارج نموده و امکان ارتباط سازنده رانیز منتفی خواهد ساخت.

معصوم در نگاه ثبوت(الهی قلمدادکردن صرف)نمی تواند حجت و الگو قرار گیرد زیرا این مقام نشان می دهدکه طبیعت و سرشت آنها فاصله زیادی با انسانهای معمولی داردو در این دیدگاه اعمال آنها غیر قابل تقلید و الگوبرداری است درک موجودی اینچنین(امامان)از طرف انسانهایی که ظرفیت وسعت وجودی ناقصی دارندنه ممکن است و نه امکان تقلید و الگو برداری دارد. در این دیدگا ه این مقام یعنی مقام پیامبر و امام همانند خدایی است با این تفاوت که اینها مخلوق اندو خداوند خالق .

تصور این موقعیت جایگاهی است که حتی فرشتگان مقرب نیز امکان همسنگی و هم سطحی با این مقام را ندارند چه رسد به انسانهایی که با کاستیهای فراوان روبرو هستند.

در این عقیده که سازنده و مفید هم نیست خصوصیات فوق بشری امامان به عنوان اسرار آل محمد(ص) مطرح می شود که بنا به ذهنیت عموم و خصوص اندیشمندان حوزه های اسلامی نباید آن را برای هر کس فاش ساخت.

در تضاد بین این دو دیدگاه (ثبوتی و اثباتی) ما جز برگزیدن یک راه را نداریم و آنچه مهم است و درک واقعیت را برای انسان زمینی میسر می سازد همان  مقام اثبات است که امامان همه خصوصیات و آثار علایم یک بشر را دارند که هم درک و شناخت آنها مقدور است و هم تبعیت ازآنها.

ورود صرف به مقام ثبوت و الهی دیدن صرف امامان اولین عارضه ای که ایجاد می کند فاصله ای عمیق میان انسانهای معمولی و معصوم میباشد و عملاً آنها را از صحنه تاثیر گذاری و تبعیت عملی مردم خارج خواهد ساخت و وجود آنها را همچون وجود الهی راز آلود خواهد ساخت که فقط در مقام توسل و رفع حوائج و گرفتاریهای مردم مورد استفاده قرار می گیرند.

 

تاثیرات دیدگاه اثباتی(انسانی دیدن ائمه) در زندگی امامان

 

اصولاً امامت فقط با این نگاه توجیه پذیر و عقلایی است. معصوم با این نگاه هم قابل شناخت و دستیابی مستقیم و هم شایسته الگو برداری و تبعیت است.امام با توجه به این نظر چون دیگر مردم به دنیا می آید رشد می کند بندگی خدا می کند و زندگی می کند چون انسانهای دیگرتجربه می کند و با موانع برخورد می کند. و برای رفع آنهابا استفاده از وسایل قابل تحصیل و دستیابی بشر مبارزه می کند برای هر کاری می اندیشد  مشورت می کند پیروز می شود یا شکست می خورد.

تصویر معصوم در مقام اثباتی در واقع تصویر یک انسان کامل است ولی با همه قیود انسانی

این دیدگاه همان نگاهی است که امیر المومنین(ع) در دعای کمیل و امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه دارد بر عکس برخی دعاها که سرتاسر تاثیر دیدگاه ثبوتی می باشد. در این گونه دعاهامثل دعای کمیل و صحیفه سجادیه در مقام نیایش با پروردگار آمده است و درست یک نگاه بشری است یعنی سخن یک انسان است با خالق خویش.

علل بی توجهی و کم توجهی به سیره عملی امامان( عوارض دیدگاه ثبوتی)

1- فرار از مسئولیت عده ای را وادار می کند همواره در مقام ثبوتی معصوم تاکید کنند زیزا تصویر فوق بشری از معصوم عملاًتاسی پذیری از آنان را کاهش داده و مسئولیتی آنچنان سنگین برای خواننده و شنونده ایجاد نمی کند و آنقدر در مقام توصیف به معصوم با انسان فاصله می گیرد که جز ستایش و نیایش کاری برای شنونده باقی نمی گذارد.

2- در این دیدگاه در صورتیکه امام مورد توجه قرار گیرد باید در هاله ای از تقدس باشد و عملی غیر معقول و خارق العاده تلقی گردد.

هنگامی که برای تمامی امامان وظیفه ای فقط وحیانی و برخاسته از اطلاعات ویژه و غیر بشری و ماموریت الهی بدانیم. چگونه شرایطی اینچنین برای انسان زمینی و غیر الهی تصور کنیم.و بنا بر این نظر مردم فقط باید چون داستانها مناقب آنان را بشنوند و بر عظمت و مظلومیت آنها واقف باشند و حداکثر بر دشمنان آنان لعن و نفرین فرستند و لا غیر.

3- عوام مردم به هر سخنی که از مسئولیت آنها بکاهد و بدون عمل به آنها امید بخشند استقبال میکنند اگر بشود با سالی یکبار گریستن در مظلومیت و بلکه با تباکی( به گریه درآوردن)بهشت را بدست آورد چرا باید زحمت عمری سختی و محدودیت را برخود هموار ساخته خود را در پیچ و خم وظایف ریز و درشت محدود کنند.

4- تبلیغ چنین عقیده ای با دیدگاه ثبوتی(الهی جلوه دادن) چیزی جز توجیه بسیاری از لاابالیگریها و تقصیرها نمی باشد. و همواره برای عوام الناس این تفکر مطبوعتر از عقیده ای است که وظیفه و مواظبت همه زوایای زندگی فردی و اجتماعی او را فرا خواهد گرفت.

5- با چنین اعتقاد و تفکری در دیدگاه ثبوتی می توان با صرف اندک هزینه و وقتی رضای الهی را کسب کرد و در زمره محبان و ارادمندان خاص معصومان درآمد.

6- یکی دیگر از عوارض تبدیل شعور و معرفت و شناخت  به شور و احساس و هیجان در دیدگاه ثبوتی به چشم می خورد.

 

عاشورا با نگاه ودیدگاه ثبوتی

 

برخی معتقدند سراسر زندگی آن حضرت با الهام از وحی و با استفاده از قدرت و اطلاعات غیبی و غیر بشری تحقق یافته است در این نگاه ؛ سراسر حرکات و سکنات آن بزرگوار را در طول حیات را راز آلود و دست نایافتنی خواهد کرد.آنچه با این عقیده به مخاطب می رسد چیزی نیست جز  شنیدن و گفتن مجموعه حوادث و وقایعی که هیچ مسئولیتی را برای ما در بر ندارد.

مهمترین هدف در این توجیه آن است که شهادت آن بزرگوار و اسارت اهل بیت او برای بخشوده شدن گناه محبان آن حضرت بوده و مهمترین وظیفه مردم ارادت و مویه بر مصائب آن بزرگوار است. با این نگاه هر گونه توجه به اهداف بشری برای قیام آن حضرت بی معنی و مفهوم خواهد بود.

این تحلیل را نیز می توان با روایاتی نیز همراه نمود که برگرفته از دید ثبوتی به موضوع است:

امام(ع) :انا قتیل العبره  .     یعنی من کشته اشکم

من بکی و ابکی و تباکی وجبت له الجنه . هرکس بر من بگرید و به گریه درآوردو یا خود را شبیه گریه کنندگان در آورد بهشت به او واجب می شود.

 

عاشورا با نگاه و دیدگاه اثبات

 

در این دید امام حسین(ع) راباید مصلحی دلسوز انسانی متعهد و بشری آزاده دانست که همراه تاییدات الهی در زمان خویش به یک مشکل و مساله حیاتی زمان خود پرداخته و از تمامی امکانات لازم و دست یافتنی بهره لازم برده است.و برای ادای وظیفه خویش هر انچه داشت در طبق اخلاص نهاد و از این حادثه بزرگ مشعلی فروزان ساخت و آن را فراراه تمامی بشریت قرار داد.

هدف آن حضرت به جز اداء وظیفه و جلب رضایت الهی ترسیم خطی روشن و ایجاد دانشگاهی بزرگ برای هدایت همه انسانها بوده است او با این حرکت خونین که در بدترین وضعیت جهان اسلام پس از رحلت رسول خدا رخ داد راه گریز و خروج از تنگناها و فرو نگذاشتن مسئولیت و وظیفه شناسی را به انسانها آموخت.او دست به عملی زد که برای هر انسان ازاده و خود ساخته ای قابل الگو برداری و دستمایه هدایت است.عملی بشری ولی در حد کمال و بدون هیچ کم و کاستی.

 

 

برخورد حکومتها و تاریخ در برابر عاشورا

 

یک رویه متناقضی در تاریخ موجود است برخی حکومتها در زمانهای خاص مثل بنی امیه و بنی العباس به شدت با نظر اثباتی مخالفت کرده واز نام و یاد و حتی قبر و عزاداری و...مخالف بوده و می ترسیدند و بارها اقدام در جهت خرابی قبر امامان نیز نموده زیرا آنان بودن این شعائر را مخالف حکومت استبدادی خویش دانسته و طغیان مردمی را علیه حکومت خویش را با تاسی و الگو برداری از واقعه عاشورا می دیدند.

ولی درز مانهایی مثل صفویه و قاجاریه حاکمان جور با تاکید و تایید بر نگاه ثبوتی درهر چه  راز آلوده شدن این حادثه و واقعه می کوشیدند تا مردم صرفاً به ظواهر امر تکیه کنند و شیوه عمل و تاسی واقعی از راه و اهداف اباعبدالله و قیام علیه انان صورت نپذیرد.

 

 

عوارض تفسیر ثبوتی از عاشورا

1- تقدیس گرایی افراطی

2- شخص گرایی به جای عقیده گرایی

3- تبدیل شعور حسینی به شور حسینی

4- اغراق و غلو در شان امام

5- باز شدن دریچه های تحریف برای جذب مردم

6- دروغ بستن بر امام معصوم در ذکر حالات و رفتار

7- پایین آوردن شان و مقام انسانی امام  از طریق کارهای عجیب

8- قطور شدن مقاتل به جای فرهنگ حسینی

9- تحریک احساسات مردم عوام و سوء استفاده

10 تسری ندادن رفتار و منش حسینی و عاشورایی به زندگی

11- اشک ریختن بی معرفت

12- طولانی شدن مراسم به جای کیفیت آن

13- بی توجهی به واجب(نماز) و پرداختن به مستحب(عزاداری)

14- مزاحمتهای مختلف در عین برگزاری مراسم

15- ورود موضوعات بی اساسی مثل خواب و رویا  توسط وعاظ و سخنرانان

16- مداحیهای کاذب در جهت توجه به ظواهر قضیه

17- تبدیل خواسته و ناخواسته حماسه حسینی به افسانه حسینی

18- ورود ریا و تظاهر به جای خلوص

19- تفکر گریه کردن مساوی با بخشیده شدن گناهان فرد

20- تبدیل و دگرگونی تشیع خالص علوی به تشیع ناخالص صفوی

 

 

منابع          1- حماسه حسینی ج4 مرتضی مطهری

               2-  لولو و مرجان :میرزا حسین نوری

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 22:24  توسط اکبر_ق  | 

مراحل دین

دين مانند هر پديده ديگر رو به تكامل بوده است و دانشمندان با پيروان اديان در اين نظر موافقند؛ جز اينكه دينداران مراحل دين را مانند كلاسهاى درس رو به تكامل مى دانند، ولى دانشمندان مى گويند دين از جادو و پرستش طبيعت و شرك به مرحله توحيد رسيده است . هم اكنون گونه هايى از اديان اوليه در نقاط دور افتاده جهان وجود دارد و پژوهشگران براى تحقيق در مراحل دين ، آنها را مورد توجه قرار مى دهند.

فائده تاریخ ادیان

نخستين انگيزه مطالعه و بررسى هر موضوعى ارضاى حس ‍ كنجكاوى است و به همين دليل ، دانشمندان هنگام تحقيق درباره پديده ها، ارزش اقتصادى يا ساير منافع مادى را در نظر نمى گيرند و تنها پس از به نتيجه رسيدن تحقيق است كه منافع اقتصادى مورد توجه قرار مى گيرد. تشويق و همكارى دولتها در چنين مواردى نيز به اميد حصول نتيجه مادى است . خود دانشمندان با شور و هيجان به تحقيق مى پردازد، در حالى كه نمى دانند موضوع مورد بحث آنان به نتيجه مى رسد يا نه .
كسانى هم كه در تاريخ اديان مطالعه مى كنند تا از آن براى رشته هاى ديگر علوم انسانى سود بجويند؛ زيرا رشته هاى علوم به يكديگر پيوند دارند و اين پيوند ميان رشته هاى مشابه بيشتر است . دين به عنوان پديده اى كه هيچ گاه از انسان جدا نشده ، براى پژوهشگران اهميت فراوانى دارد. در اين هنگام ، تاءثير شگفت آور دين در زندگى بشر و نقش آن در رشد و شكوفايى علم و هنر روشن مى شود.
فايده ديگر مطالعه تاريخ اديان ، بهره بردن از آن در برقرارى ارتباط با افراد و جوامع گوناگون است . از اين رو، دولتهاى بزرگ براى تحميل سيطره خود بر دولتهاى كوچك ، به سراغ خاور شناسان مى روند و از آگاهيهاى آنان در باب روحيات و باورهاى ملتها استفاده مى كنند.
تحقيق در تاريخ اديان براى دينداران سود معنوى دارد و به باورهاى دينى ايشان عمق مى بخشد. آنان در بحث خود، كژيها و نابهنجاريهاى اديان رقيب را جستجو مى كنند و در صددند درستى دين موروثى و مقبول خويش را ثابت كنند.
همچنين در اين رشته ، فهم درست اعتقادات دينى ملتها ميسر گردد و تنها پس از آن مى توان راه راست را به آنان نشان داد و كاستيهاى آن اديان را تفهيم كرد.

دسته بندی ادیان

اديان را مى توان از جنبه هاى گوناگون دسته بندى كرد:
اديان ابتدايى (مانند آنچه ميان اقوام ابتدايى ديده مى شود)، اديان قديم (مانند آيينهاى منقرض شده خاورميانه ) و اديان پيشرفته (مانند اديان بزرگ كنونى ).

اديان ساده (مانند آنيميسم ، توتيسم و فتيشيسم )، اديان فلسفى (مانند هندوئيسم ، بوديسم و آيين كنفوسيوس ) و اديان وحيانى (مانند زردشتى گرى ، يهوديت ، مسيحيت و اسلام ).
اديان غير توحيدى (مانند هندوئيسم ، بوديسم و شينتو) و اديان توحيدى (مانند يهوديت ، مسيحيت و اسلام ).
اديان سامى (مانند يهوديت ، مسيحيت و اسلام )، اديان آريايى (مانند اديان ايران باستان ، هندوستان ، روم و يونان قديم ) و اديان خاور دور (مانند آيين كنفوسيوس ، تاتوئيسم و شينتو).
اديان شرقى (مانند هندوئيسم ، بوديسم و شينتو) و اديان غربى (مانند يهوديت ، مسيحيت و اسلام ).
دسته بنديهاى ديگرى نيز در منابع دين شناسى وجود دارد.



 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 22:13  توسط اکبر_ق  | 

مراحل دین

دين مانند هر پديده ديگر رو به تكامل بوده است و دانشمندان با پيروان اديان در اين نظر موافقند؛ جز اينكه دينداران مراحل دين را مانند كلاسهاى درس رو به تكامل مى دانند، ولى دانشمندان مى گويند دين از جادو و پرستش طبيعت و شرك به مرحله توحيد رسيده است . هم اكنون گونه هايى از اديان اوليه در نقاط دور افتاده جهان وجود دارد و پژوهشگران براى تحقيق در مراحل دين ، آنها را مورد توجه قرار مى دهند.

فائده تاریخ ادیان

نخستين انگيزه مطالعه و بررسى هر موضوعى ارضاى حس ‍ كنجكاوى است و به همين دليل ، دانشمندان هنگام تحقيق درباره پديده ها، ارزش اقتصادى يا ساير منافع مادى را در نظر نمى گيرند و تنها پس از به نتيجه رسيدن تحقيق است كه منافع اقتصادى مورد توجه قرار مى گيرد. تشويق و همكارى دولتها در چنين مواردى نيز به اميد حصول نتيجه مادى است . خود دانشمندان با شور و هيجان به تحقيق مى پردازد، در حالى كه نمى دانند موضوع مورد بحث آنان به نتيجه مى رسد يا نه .
كسانى هم كه در تاريخ اديان مطالعه مى كنند تا از آن براى رشته هاى ديگر علوم انسانى سود بجويند؛ زيرا رشته هاى علوم به يكديگر پيوند دارند و اين پيوند ميان رشته هاى مشابه بيشتر است . دين به عنوان پديده اى كه هيچ گاه از انسان جدا نشده ، براى پژوهشگران اهميت فراوانى دارد. در اين هنگام ، تاءثير شگفت آور دين در زندگى بشر و نقش آن در رشد و شكوفايى علم و هنر روشن مى شود.
فايده ديگر مطالعه تاريخ اديان ، بهره بردن از آن در برقرارى ارتباط با افراد و جوامع گوناگون است . از اين رو، دولتهاى بزرگ براى تحميل سيطره خود بر دولتهاى كوچك ، به سراغ خاور شناسان مى روند و از آگاهيهاى آنان در باب روحيات و باورهاى ملتها استفاده مى كنند.
تحقيق در تاريخ اديان براى دينداران سود معنوى دارد و به باورهاى دينى ايشان عمق مى بخشد. آنان در بحث خود، كژيها و نابهنجاريهاى اديان رقيب را جستجو مى كنند و در صددند درستى دين موروثى و مقبول خويش را ثابت كنند.
همچنين در اين رشته ، فهم درست اعتقادات دينى ملتها ميسر گردد و تنها پس از آن مى توان راه راست را به آنان نشان داد و كاستيهاى آن اديان را تفهيم كرد.

دسته بندی ادیان

اديان را مى توان از جنبه هاى گوناگون دسته بندى كرد:
اديان ابتدايى (مانند آنچه ميان اقوام ابتدايى ديده مى شود)، اديان قديم (مانند آيينهاى منقرض شده خاورميانه ) و اديان پيشرفته (مانند اديان بزرگ كنونى ).

اديان ساده (مانند آنيميسم ، توتيسم و فتيشيسم )، اديان فلسفى (مانند هندوئيسم ، بوديسم و آيين كنفوسيوس ) و اديان وحيانى (مانند زردشتى گرى ، يهوديت ، مسيحيت و اسلام ).
اديان غير توحيدى (مانند هندوئيسم ، بوديسم و شينتو) و اديان توحيدى (مانند يهوديت ، مسيحيت و اسلام ).
اديان سامى (مانند يهوديت ، مسيحيت و اسلام )، اديان آريايى (مانند اديان ايران باستان ، هندوستان ، روم و يونان قديم ) و اديان خاور دور (مانند آيين كنفوسيوس ، تاتوئيسم و شينتو).
اديان شرقى (مانند هندوئيسم ، بوديسم و شينتو) و اديان غربى (مانند يهوديت ، مسيحيت و اسلام ).
دسته بنديهاى ديگرى نيز در منابع دين شناسى وجود دارد.



 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 22:13  توسط اکبر_ق  | 

 

دین از نظر جامعه شناسان

اگر دين را با چيزى مانند پزشكى مقايسه كنيم ، حكم خواهيم كرد كه دين يك امر اجتماعى است و پزشكى يك موضوع فردى . البته به سبب ارتباط محكم و متقابل فرد و اجتماع ، مى توان هر موضوع فردى را اجتماعى و هر موضوع اجتماعى را فردى نيز ناميد. جامعه شناسان دين را يك نهاد اجتماعى مى دانند و به همين دليل ، درباره آن بحث مى كنند، ولى پزشكى يك نهاد نيست و جامعه شناسان با آن كارى ندارند.
رويكرد جامعه شناسان به مبحث دين رويكردى علمى است . علوم در گذشته به ماوراءالطبيعه وابسته بودند و همين وابستگى موجب پديد آمدن رشته هايى مانند علوم غريبه و مانع پديد آمدن رشته هايى چون جامعه شناسى مى شد. علوم غريبه (مثلا كيمياگرى ) قابل تبيين نبود و صرفا شيوه هايى را پيشنهاد مى كرد و مدعى مى شد كه به نتيجه معينى مى انجامد. در فضاى فكرى قديم كه رازورى حاكم بود، علم جامعه شناسى كه به توضيح پديده ها مى پردازد، جايى نداشت . از اواخر قرون وسطى ، زمزمه جدايى علم از ماوراءالطبيعه پيدا شد و به تدريج اين شيوه پا گرفت و از مغرب زمين به سراسر جهان سرايت كرد.
از اين رو، دور از انتظار نيست كه جامعه شناسان هنگام سخن گفتن درباره دين ، كارى به جنبه آسمانى آن نداشته باشند و آن را ساخته ذهن بشر و تكامل يافته جادو بدانند كه براى تاءمين نيازهاى معيشتى ساخته شده است ؛ زيرا ديدگاه علمى هر چيز را از آسمان فرو مى كشد و آن را تشريح و تبيين مى كند.
به نظر جامعه شناسان ، دين ، دست كم در مراحل نخستين خود، سخت به جادوى ابتدايى مى ماند؛ به اين معنا كه جادوگر و ديندار، هر دو مى كوشند تا با تدبيرى هستى را بر سر مهر آورند و آسايش خود را تاءمين كنند. پس هر دو ندا در مى دهند و از نيروهاى مطلوب خود يارى مى جويند؛ با اين تفاوت كه اولى نيروهاى يارى رسان و راحت بخش را در طبيعت مى داند، ولى دومى آنها را در ماوراى طبيعت مى جويد. تفاوت ديگر اينكه اولى براى دست يافتن به نيروهاى دور دست غير طبيعى ، راهى جز تضرع نمى يابد. جادوگر بر نيروهاى طبيعى عمل مى كند و آنها را به همراهى مى خواند، اما ديندار از نيروهاى غيرطبيعى مى خواهد كه او را در مقابل نيروهاى طبيعى دريابند. جادوگر شى ء مورد عمل خود، آمرانه مى گويد:((يار من باش !))، ديندار صرفا استرحام مى كند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 8:49  توسط اکبر_ق  | 

 

تعریف و مفهوم دین

با پيشرفت دانش ، معلوم شده است كه درباره هيچ يك از پديده هاى جهان نمى توان تعريف كاملى ارائه داد. تعريف بايد جامع و مانع باشد؛ يعنى همه موارد خودى را دربرگيرد و همه موارد بيگانه را بيرون كند. در گذشته تصور مى شد ارائه تعريف جامع و مانع امكان دارد، اما اكنون روشن شده است كه هيچ تعريفى جامع و مانع نيست و تعريفها برخى از جوانب موضوعات را نشان مى دهند.
بعضى موضوعات آسانتر و بعضى دشوارتر تعريف مى شوند. يكى از موضوعاتى كه به سختى تعريف مى شوند، دين است . علت اين امر تنوع بسيار زياد اديان در جوامع بشرى است . دانشمندان براى پيدا كردن يك يا چند وجه اشتراك در تعريف اديان كوشيده اند، ولى كارشان به جايى نرسيده است . اين امر موجب شده است كه تعريفهاى بى شمارى براى دين ارائه شود كه هيچ كدام از آنها جامع و مانع نيست . برخى گفته اند دين به معناى اعتقاد به يك امر قدسى است و برخى آن را ايمان به موجودات روحانى دانسته اند. گروهى ديگر گفته اند دين عبارت است از ايمان به يك يا چند نيروى فوق بشرى كه شايسته اطاعت و عبادت هستند.
مذهب در گذشته به مكتبهاى فكرى درون يك دين (مانند مذاهب چهارگانه يا پنجگانه فقه اسلامى ) اطلاق مى شد. در مغرب زمين ، واژه ((Religion)) به معناى مكتبهاى درون يك دين و به معناى خود دين به كار مى رود و حدود نيم قرن است كه متجددان كشور ما تحت تاءثير اين موضوع ، كلمه ((مذهب )) را به هر معنا استعمال مى كنند.
در اين نوشته واژه ((دين )) و ((اديان )) در مورد همه آيينها، اعم از صحيح ، منسوخ ، محرف و جعلى به كار مى رود، همان طور كه خداى متعال به كافران فرموده است : ((لكم دينكم ولى دين )) (كافرون : 6).
ملت در لغت به معناى روش و آيين است و اصطلاحا به مجموعه اديان توحيدى اطلاق مى شود. در علم كلام اسلامى به پيروان اديان توحيدى مليين مى گويند و هر گاهم يكى از اهل كتاب مسلمان شود؛ سپس از اسلام برگردد، مرتد ملى ناميده مى شود. همچنين علماى اسلام واژه ((ملت )) را اختصاصا براى اسلام به كار مى برند. حدود يك قرن است كه كلمه ((ملت )) در زبان فارسى به معناى توده مردم استعمال مى شود و اين كاربرد احتمالا از كشور تركيه به ايران سرايت كرده است .
شريعت معمولا به معناى احكام و قوانين آسمانى است و گاهى به معناى دين به كار مى رود.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 16:50  توسط اکبر_ق  |